اي مادر مهربان پدر
سلام بر تو كه پيداترين پنهاني. سلام بر تو كه باشكوهترين و رازناكترين بانوي عالم هستي. از تو نوشتن ساده نيست، مگر لطف و كرامت تو به واژههايم جرات برخاستن بدهند. واژههايم كم ميآورند وقتي ميدانم تمام هستي به خاطر گل روي تو آفريده شده است.
واژههاي من حقيرند در برابر اينكه پيامبر آسماني تو را پاره تن خود ميداند.
اي مادر مهربان پدر!
وقتي چشم گشودي همه جهان شب بود و در شعب ابيطالب. قحطي وجدان بيداد ميكرد و خشكسالي محبت و عاطفه دلها را تسخير كرده بود. باغها از گل خالي بود و دلها از عشق!
پيش از تو هيچ رودخانهاي به مقصد نميرسيد. هيچ موجي راه ساحل را نميدانست و هيچ نردباني دلي به آسمان نمي رساند و هيچ پلي به ارتباط تن نميداد. شوق از تو گفتن زبان پرندهها را به آوازخواني باز كرد.
نام زيبا و بلند تو كه طلوع كرد، لبخندي زيباتر از بهشت بر چهره شيرين پيامبر (ص) درخشيد و «زن» معنا گرفت.
اي مادر گل!
روزگاري است كه گلدانهاي ما خشكيده است. گلهاي كاغذي و پوشالي رونقيافته و در سراشيبي تند زندگي، دوره جاهليت به شكلي مدرن جريان دارد. عمري است كه از استشمام عطر وجود تو و گلهاي محمدي دور افتادهايم.
روز ميلادت از خدا بخواه بر شورهزار دلهاي بينصيب از عشق باراني از لطف و مهر خود را ببارد!
تو آمدهاي و زبانها همه به شعر ختم ميشود، هرچند دست شعر نيز از دامن محبت تو كوتاه است و الكن، شعرسرايي درباره تو اين روزها فراگير.
من ميدانم كه «مادح خورشيد مداح خود است» اما دلم با تو همراه است و اشكسرايي ميكند كه:
نور دو چشم پدر! آمده هجران به سر
خاك چو يعقوب بود خلقت تو پيرهن
باد تكان ميدهد بيرق نام تو را
مادر حوا تويي! معني والاي زن
منبع :http://www.jamejamonline.ir
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)