اي مضمون آب و آينه ،
اي نجابت سبز،
اي رايحه صبح،
خورشيد رو به تو نماز مي گذارد
و مهتاب بر بورياي ساده تو به تمنا مي نشيند.
اي بلنداي قامت سپيده!
اي صداقت محمد
اي زبان علي
اي اسطوره مهر
سلام بر صورت نيلي
سلام بر پهلوي شكسته
و سلام بر خسوف غمگينانه تو!
اي مفهوم سبز ولايت!
اي زهره!
اي زهرا!
یکشنبه ۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ | 10:6
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)