بخشي از اشعار حضرت زينب(س) در سلام و درود بر شهداي كربلا چنين است:
شفيعي في القيامة عند ربيّ * نبيّ و الوصيّ ابو تراب
و فاطمة البتول و سيدّا مَن * يخلّد في الجنان مع الشباب
علي الطف السلام و ساكنيه * و روح الله في تلك القباب
نفوس قدست في الارض قدماً * و قد خلصت من النطف العذاب
و صيرّت القبور لهم قصوراً * مناخاً ذات افنيه رحابٍ
فقد نقلوا الي جنات عدنٍ * و قد عيضوا النعيم من العقاب
بنات محمد اضحي سبايا * يسقن مع الاساري و النهاب
مغبرة الذيول مكشفات * كسبي الروم دامية الكعاب
لئن ابرزن كرهاً من حجابٍ * فهن من التعفف في الحجاب
ايبخل بالفرات علي الحسين * و قد اضحي مباحاً للكلاب
روز قيامت در پيشگاه خدا، پيامبرم و وصي او علي(ع) و فاطمه بتول و دو فرزندش از من شفاعت خواهند كرد. بر كربلا و جسدهاي مدفون آن سلام باد و بر آن روح خدا كه در آن خاك آرميده سلام باد. جسمهايي كه از ابتدا از عذاب الهي به دور بودند و پاك ماندند. قبرهاشان بر آنان قصرهاي بلند و زيبايي گرديده و از عقوبت و سختي به بهشت جاودان منتقل شدند. اكنون دختران پيامبر(ص) به اسيري ميروند و با اسيران چنان هم نشينند كه لباس هاشان خاك آلوده و نامناسب است و مانند اسيران رومي پيوسته نيزه بر سرشان ميكوبند. اگرچه به ناچار از پرده برون افتادهاند اما همچنان با حيا و عفتند. آيا از دادن آب فرات بر حسين(ع) بخل ميورزند نوشيدن آبي كه بر سگهاي وحشي بيابان آزاد است.
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)