| کاشکی جز تو کسی داشتمی | یا به تو دسترسی داشتمی | |
| یا در این غم که مرا هر دم هست | همدم خویش کسی داشتمی | |
| کی غمم بودی اگر در غم تو | نفسی، همنفسی داشتمی | |
| گر لبت آن منستی ز جهان | کافرم گر هوس داشتمی | |
| خوان عیسی بر من وانگه من | باک هر خرمگسی داشتمی | |
| سر و زر ریختمی در پایت | گر از این دست، بسی داشتمی | |
| گرنه عشق تو بدی لعب فلک | هر رخی را فرسی داشتمی | |
| گرنه خاقانی خاک تو شدی | کی جهان را به خسی داشتمی |
شعر از افضلالدین بدیل بن علی خاقانی شروانی
دوشنبه ۲ آذر ۱۳۹۴ | 7:34
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)