شعري جديد از استاد محبوب با اجازه ايشان:
تمنا
“دست در حلقه آن زلف “ چلیپا دارم
پای در محنت گل ، سر به ثریا دارم
دل شیدا همه جان مرا شیرین کرد
گر چو فرهاد بسی زحمت خارا دارم
بوی ریحان اگر از شعر ترم می آید
نکهتی از نفس کوثر و طاها دارم
حال کز عشق دل افروز تو لبریز شدم
کام از نوش لبت نیز تمنا دارم
تو که از شور و نیاز دل و من آگاهی
بیش از این ناز مکن چشم مدارا دارم
شور این نغمه که از ساز غزل بر آید
از صفای دم آن شاهد رعنا دارم
اینکه در دفتر محبوب عیان می بینید
بازتابیست کز آن مهر دل آرا دارم
شنبه ۸ اسفند ۱۳۹۴ | 10:1
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)