آب در نگاه شعرا
نهاد عالم تركیب و چرخ و هفـــت اختر
شد آفریده به ترتیب از این چهار گوهر
ز آب روشن و از خاك تیره و آتش و باد
چهار گوهر و هر چهار ضد یــكـدگـر(ناصر خسرو قبادیانی )
در شعر وصال شیرازی شاعر قرن دوازدهم آمده است:
كابین تو فرات و عیال تو تشنه لب
میراث تو فدك حسنین تو بینوا
به نظر می رسد از شاعران انقلاب نخستین كسی كه به این موضوع اشاره كرده است، بعد از ایشان كه به صراحت به این موضوع اشاره كرده است، موضوع «آب و ارتباط آن با حضرت زهرا (سلام لله علیها)» در شكلهای مختلف در شعرهای شاعران این دوره به كار گرفته شده است. گاه حضرت فاطمه را بانوی آب خطاب كردهاند:
درختان را دوست میدارم
كه به احترام تو قیام كردهاند
و آب را
كه مهر مادر توست (موسوی گرمارودی)
این كبود ارغوانها دیهات
آبهای آسمان مهریهات (احمد عزیزی)
یادش صفای دلم باد بانوی آب - آن كه گفتم
زیبا تر از فكر باران روشن تر از جان دریاست (بهمن صالحی)
بانوی آب است و مهرش جمله اقیانوسهاست
خطبهاش آتشفشان بر خرمن سالوسهاست (محمدرضا رحیمی)
آی... بانوی زلال آبها
مهربانی چشم را به سمت كدام كویر
... (بهمن صالحی)
نجیبه غزل
بر تمام آبها
- كه در حضور تو نماز می گزارند-
مومنم
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)