خوشا عاشقي خاصه وقت جواني
خوشا با پريچهرگان زندگاني
خوشا با رفيقان يکدل نشستن
بهم نوش کردن مي ارغواني
به وقت جواني بکن عيش زيرا
که هنگام پيري بود ناتواني
جواني و از عشق پرهيز کردن
چه باشد نداني، بجز جان گراني
جواني که پيوسته عاشق نباشد
دريغست ازو روزگار جواني
در شادماني بود عشق خوبان
ببايد گشادن در شادماني
در شادماني گشاده ست بر تو
که مدحتگر پادشاه جهاني
( فرخي سيستاني)

سه شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۵ | 11:14
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)