– أ مِن تَذَکّرَ جیرانٍ بِذی سَلَمٍ / مَزَجتَ دَمعاً جَری مِن مُقلَه بِدَم
آیا از یادآوری همسایگان ساکن در ذی سلم است که اشک هایت را با خون درآمیخته ای؟
– فَما لِعَینَکَ إن قُلتَ أُکفُفا هَمَتا / و ما لِقَلبک إن قُلت إستَفِق یَهِم
چشمانت را چه شده است که اگر به آنها بگویی گریه را بس کنید ، باز هم می گریند ؟ و قلبت را چه شده است که اگر به آن بگویی آرام باش ، بی شکیب تر می شود؟
– ظَلمتَ سُنَّهَ مَن أحیا الظّلامَ إلی / أن اشتکَت قَدماه الضُّر مِن وَرَمِ
ستم کردم بر سنت کسی که آنقدر شب زنده داری کرد که پاهای آماسیده اش از او شکایت کردند .
( اشاره به مداومت پیامبر اکرم (ص) به نماز شب تا جائیکه دو پای مبارکشان ورم کرد و کافران سخن به طنز گشودند. آنگاه آیات اول و دوم سوره ی طه نازل گشت که : ˈ قرآن را بر تو نازل نکردیم که در رنج افتی ˈ ؛ و پس از آن پیامبر ثلثی از شب را به نماز می ایستادند. )
– و کیف تَدعو إلی الدُّنیا ضَرورهُ مَن / لَولاهُ لَم تَخرج الدنیا مِن العَدَم
چگونه نیازمندی میتواند او (پیامبر ص) را به سوی مادّیات بخواند در حالی که او کسی است که اگر نبود ، جهان خلق نمی شد.
( اشاره به بی ارزش بودن جهان فانی نزد وجود گرامی پیامبر اکرم (ص) و حدیث قدسی لولاک لَمّا خَلقتُ الأفلاک : اگر نبودی دنیا را نمی آفریدم )
– محمد سید الکونَینِ والثّقلینِ و الفَریقَین مِن عُربٍ و مِن عَجم
حضرت محمد ( ص) پیشوای دو جهان ، انسانها و تمامی اقوام عرب و غیر عرب است.
– فاق النَّبیَّینِ فی الخَلق و فی خُلقٍ / و لَم یُدانوهُ فی عِلمٍ و لا کَرَم
وی از لحاظ صورت و نیز سیرت ، بر تمام پیامبران افضل است و هیچ پیامبری در علم و بزرگواری به او نزدیک نشده است
– و کُلُّهُم من رسول الله مُلتَمِسٌ / غَرفاً مِنَ البَحرِ أو رَشفاً مِنَ الدِّیَمِ
و تمام پیامبران ، مشتی از دریای کرامت و یا جرعه ای از باران رحمت ِ پیوسته ریزان او را به التماس می خواهند
– فَانسُب الی ذاتِه ما شِئتَ مِن شَرف / و انسُب الی قَدره ما شِئتَ مِن عِظَمِ
به وجود گرامی اش ، آنچه از شرف می خواهی نسبت بده و به جایگاه بلندش آنچه از بزرگی می خواهی منسوب بدار.
– فَإنَّ فَضلَ رسول الله لَیسَ لَهُ / حَدّ فَیُعرِبَ عَنهُ ناطِقٌ بِفَمِ
فضیلت پیامبر خدای محمد مصطفی (ص) را کرانه ای نیست تا انسانی بتواند با دهانش آن را بیان کند.
– أکرِم بِخَلق نَبیٍّ زانَهَ خُلقٌ / بِالحُسنِ مُشتملٍ بِالبِشر متَّسمِ
چه باشکوه است آفرینش پیامبری که تمام زیبایی های اخلاقی و لبخند و خوشرویی او را آراسته است .
– و أنت تَختَرِقُ السَّبعَ الطِّباقَ بِهِم / فی مَوکِبٍ کُنتَ فیه صاحبَ العَلَمِ
تو پیشاپیش پیامبران ، هفت آسمان را شکافتی و پرچمدار آن جمع تو بودی.
– و مَن تَکُن بِرسول الله نُصرتُهُ / إن تَلقَهُ الأُسدُ فی آجامِها تَجِم ِ
آن کسی که از یاری و رهبری پیامبر خدا (ص) بهره مند گردد ، اگر در بیشه ها و کنار لانه ی شیران با این درندگان برخورد کند ، آنان بواسطه ی پیامبر ، رام آن شخص خواهند گشت
– فَإنَّ مِن جودِک الدّنیا و ضَرّتَها / و مِن عُلومِکَ عِلم اللّوحِ و القَلمِ
همانا این جهان و همتای دیگرش – آن جهان – از بخشش تو پدید آمده اند و قلم و لوح محفوظ به واسطه ی دانش های تو پدید گشته اند.
– حاشاه أَن یُحرِمُ الرّاجی مَکارِمَهُ / أو یَرجِع الجارُ مِنه غَیرَ مُحترمِ
دور است از او که امیدواری را ناامید گرداند و یا همسایه ای را ناکام باز گرداند.
– یا ربِّ فَاجعَل رَجائی غَیرَ مُنعکس / لَدَیکَ و اجعَل حِبالی غَیرَ مُنخَرِمِ
خدایا ! امیدم را نزد خود ناامید مکن و ریسمان های امید مرا پاره مگردان
– وَ ائذِن لِسُحبِ صَلاهِ مِنکَ دائِمَه / عَلَی النَّبیِّ بِمُنهَل و مُنسَجِمِ
و به ابرهای درود خود فرمان ده که یکسره بر پیامبر (ص) فرود آیند.
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)