امروز هم گذشت
مانند یک نفس
نوروز من گذشت
بی عشق هیچکس
گریان خنده ریز
خوشروی بی بقا
من غم نمیخورم
غم میخورد مرا
صدقطعه طی شده
در جستجوی خود
خود روی و خود شکوف
خود جوی و خودپناه
من غم نمیخورم
غم میخورد مرا
از : گلرخسار صفی اوا شاعر اهل تاجیکستان
چهارشنبه ۲ فروردین ۱۳۹۶ | 20:25
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)