پرورش یافته دامن زهرا هستی
دانش آموخته مکتب مولا هستی
مریم از محضرتان در حیا آموزد
چونکه محجوب ترین دخترحواهستی
جان گرفته شجر طیبه از آمدنت
فصل سرسبز تولاوتبری هستی
خطبه ات معجزه ات منجی موسی صفتان
تو کلیمی که فقط بی ید بیضا هستی
بانگ کوبنده تان بر همگان ثابت کرد
با ابالفضل علمدار هم آوا هستی
طینت مرده یشان زنده شدو فهمیدن
علوی زاده ای و مثل مسیحا هستی
دل دریایی تان در تب امواج غروب
معنی واقعی هیبت در یا هستی
واژه ها پیش مقامت همه تعظیم کنند
تو خداوند نمادین غزل ها هستی
روضه هامون همه با یاد شما ختم شود
از همه زاویه ها روشن وپیدا هستی
بعد هفتاد ودو زخمی که به جانت زده اند
باز در بحبوحه حادثه سرپا هستی
راز آن عصر غم انگیز چرا فاش نشد
تو مه آلودترین فرد معما هستی
شعر از : وحید قاسمی

اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)