راز و نیاز لقمان سرخسی با پروردگار
| گـفـت لـقـمان سـرخـسـی کـای اله | پـیرم و سـرگشـتـه و گم کرده راه |
| بـنـده ای کـو پـیر شـد شـادش کـنند | پـس خطش بـدهند و آزادش کنند |
| مـن کـنـون در بـنـدگـیت ای پـادشـاه | همچـو بـرفی کرده ام موی سیاه |
| بـنده بـس غم کشم، شادیم بـخش | پـیـرگـشـتـم ، خـط آزادیم بـخـش |
| هاتـفی گفت ای حرم را خاص خاص | هر که او از بـندگی خواهد خلاص |
| محـو گردد عـقل و تـکلیفـش بـه هم | تـرک گـیر این هـر دو و درنـه قـدم |
| گـفـت الاهی پـس تـرا خـواهم مدام | عـقـل و تـکـلیفـم نبـاید والسـلـام |
| پـس ز تـکـلـیـف وز عـقـل آمـد بــرون | پای کوبان دست می زد در جنون |
| گـفـت اکـنـون مـن نـدانـم کـیـسـتـم | بـنده بـاری نیستم، پـس چیستم |
| بــنـدگـی شـد مـحــو، آزادی نـمـانـد | ذره ای در دل غـم و شـادی نماند |
| بی صفت گشتم، نگشتم بی صفت | عـــارقــم امــا نــدارم مــعـــرفــت |
| مــن نـدانـم تــو مــنـی یـا مـن تــوی | محو گشتـم در تـو و گم شد دوی |
شعر از عطار نیشابوری به مناسبت 25 فروردین روز عطار

آرامگاه لقمان؛ در سرخس
جمعه ۲۵ فروردین ۱۳۹۶ | 18:41
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)