آب را خداوند عالم روز سهشنبه آفرید.
آفریدگار آسمانها را شگفت آفرید از بخار آب، و زمینها را از کف آب، و کوهها را از موج آب.
آب (و نمک) مهریهی حضرت فاطمه است؛ به همین سبب از آلودن آن باید پرهیز کرد.
آب را، حتی از دشمن خود دریغ نباید داشت، زیرا این عملی بود که شمر با اهل بیت کرد.
اگر شخص بزرگتر (از لحاظ سنی) زودتر از شخص کوچکتر سیراب بشود، روز قیامت باید او را کول کند و از روی پل صراط بگذراند.
ظرف آب را حتماً باید برای نوشیدن اول به کوچکتر داد، وگرنه آب قهرش میآید و چشمهاش میخشکد.
فرشته ملائکه از کسی که در آب تف کند قهرشان میآید.
روی قبر تازه باید آب بپاشند تا روح مرده صفا یابد.
روزهای جمعه، هر آبی که روی زمین جاری است به بهشت میرود.
اگر آدم حرامزاده به زیارت بیبیشهربانو برود و به قنات آن نگاه کند آب آن پایین میرود.
ملائکه، آبهای دنیا را غربال میکنند و اگر در آن آشغال و ذباله ببینند به کسی که آنها را در آب ریخته نفرین میفرستند.
اگر ظرف آب را وسط سفره بگذارند شمر به آب میرسد.
آب پاشیدن به اشخاص دلسردی میآورد.
خوردن آب محلهی «چالهمیدان» تهران باعث درآوردن سالک میشود.
هر کس در آب بشاشد جنّی میشود.
سرنگون شدن ظرف محتوی آب را بایدبه فال نیک گرفت.
آب نطلبیده مراد است.
اگر کسی به گربه آب بپاشد دستش زگیل در میآورد.
اگر آب سلام کند مهمان خواهد آمد.
اگر پشت کوزه یا کاسهی آب عرق کند، مهمان خواهد آمد.
اگر پشت سر مسافر آب و جُو بریزند زود برمیگردد.
اگر کسی با آب نیمخوردهی دیگری دست بشوید گوشهی ناخن انگشتانش ریشه ریشه میشود. برای رفع ریشهی ناخن باید آب دهن خود را به چفت در زد و روی آنها مالید.
اگر سر سفره، آب (یا لقمه) به گلوی کسی بجهد معلوم میشود یکی از خویشاوندان او برای لقمهی نانی معطل است. پارهیی این را نشانهی آمدن مهمان به خانه میدانند.
کسی که آب به گلویش بجهد سوقاتی میخورد.
هر کس به لکهی آفتاب آب بپاشد قرض بالا میآورد.
اگر طلا را بدون این که توی چیزی بگذارند زیر خاک دفن کنند آنقدر در زمین فرو میرود تا خودش را به آب برساند.
آب شیرین که به دریا بیفتد هر چکهاش یک مرواری میشود.
پشت پای مسافر باید کاسهیی آب به زمین پاشید تا سفر به او خوش بگذرد و زودتر برگردد. اگر کسی به اجاق گرم آب بریزد جِنّی میشود.
بعد از غروب آفتاب نباید از خانهی دیگران آب به خانهی خود برد؛ اگر جز این چارهیی نباشد ابتدا باید قدری آب به در آن خانه پاشید و بعد طلب آب کرد.
آب (و آتش) روشنایی خانه است.
کسی که آب به گلویش بجهد سوقاتی میخورد.
اگر آب نیمخوردهی اسب را روی سر بریزند موخوره را از میان میبرد.
در مراسم تحویل سال، ضمن چیزهای دیگر یک کاسه آب هم در سفرهی هفتسین میگذارند و برگ سبزی ــ معمولاً برگ نارنج یا شمشاد ــ روی آن میاندازند. موقع تحویل سال، نه فقط تخممرغ روی آینه، بلکه برگ سبز روی آب هم تکان میخورد.
پس از آن که جنازهی میتی را غسل دادند باید آب «العفو» به سرش بریزند.
آب غسل مرده را اگر در خانهیی بپاشند اهل آن خانه آواره میشوند و هر کدام به گوشهیی میافتند.
نو کردن ماه به آب... در همهی ماههای سال شگون دارد. اما بهخصوص هلال ماه ربیعالاول را جز به آب نباید نو کرد: محرم زر است و صفر آینه/ ربیعِ نخست آب و دیگر غَنَم.
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)