با بررسی مثل های عامیانهء مردم در ارتباط با پدیده آب ، یعنی ضرب المثل هایی که در آنها واژه آب به کار رفته است ، در می یابیم به طور کلی ضرب المثل های مربوط به آب در موارد توصیف ویژگی های شخصیتی برخی افراد ، توصیف ارزش کار یا چیزی ، توصیف نوع خاصی از وقایع و اتفاقات ، نفرین ها و موارد متفاوت دیگری به کار رفته است . در ذیل به ارایه و توصیف ضرب المثل های مربوط به هریک ازموارد فوق پرداخته می شود .
الف ) توصیف ویژگی های شخصیتی افراد
برخی از ضرب المثل های مردم در مورد آب در توصیف ویژگی های شخصیتی افراد خاصی به کار رفته است . در ذیل مثل های مربوط به این مورد ارایه می گردد .
آب ببینه شناگر قابلیه: این ضرب المثل درمواردی به کار می رود که فرد به ظاهر آرام و متخلق به اخلاق است ، اما دیگری در مورد او فکر می کند که این فرد چون آب نیست آرام است و چنانچه فرصتی پیدا کند فورا استفاده می کند . در مجموع فرد دارای شخصیتی است که در حالت عادی فرد آرام و دارای اخلاقی خوب است ، اما چنانچه فرصت پیدا کند ، خیلی زرنگ شده و جور دیگری عمل می کند .
آب زیر کاس یا آب زیر کاه است : این ضرب المثل هم تا حدودی مشابه مفهوم ضرب المثل فوق است ، یعنی به ظاهر بسیار آرام و خوب است ، اما در باطن فردی زیرک و شلوغ می باشد .
از آب کره می گیره : یعنی فرد آنقدر زرنگ است که از آب که پدیده ای از نظر ظاهر بی قیمت است ، کره و چیز با ارزش و قیمتی می سازد . یعنی فرد بسیار زرنگ و زیرک است .
جای نمی خوابه که آب از زیرش رد شه : به تعبیر عامیانه یعنی اینکه فرد حواسش جمع است ، کسی نمی تواند سر او کلاه بگذارد ، نمی گذارد سرش کلاه برود و ضرر کند .
زیر آبی میره : یعنی فلانی فرد زیرکی است ، یواشکی کاری را انجام می دهد ، زیر آبی کار نکن یعنی مخفیانه کاری را انجام نده و رو راست باش .
آب رو زمین سفت بند نمی شه : آب روی زمین سفت بند نمی شود ، همچنانکه زمین سفت نفوذ ناپذیر است ، فلانی آدم محکم و نفوذ ناپذیر است و یا تعصب دارد و تغییری نمی کنند و حرف یا نصیحت شما در او تاثیری ندارد .
از آب گل آلود ماهی می گیرد : یعنی کسی که از فرصت ها خوب بلد است استفاده کند ، فردی که شلوغ می کند ، فضا را شلوغ ساخته و یا بین افراد اختلاف می اندازد و دراین بین خودش استفاده اش را می برد .
دس گل آب آب داده : دسته گل آب می دهد ، یعنی کار را خراب کرده است ، فلانی همیشه دست گل آب می دهد یعنی آدم دست و پا جلفتی و تنبل یا کودن است و کار را خراب می کند .
آب از دستش نمی چکد : یعنی فلانی بسیار خسیس است ، آنقدر خسیس است که آب که پدیده ای به ظاهر خود و کنار خودش را بسیار خوب جلوه می دهد ، گفته می شود .
جانماز آب می کشه : به کسی که ریا کاری می کند و به ظاهر خود و کار خودش را بسیار خوب جلوه می دهد ، گفته می شود .
پتش رو آب افتید : پته اش روی آب افتاد ، یعنی فلانی لو رفت وکارش بر ملا شد ، به کسی که کار ناپسندی انجام می داده و مردم نمی دانستند و حالا کار ناپسندش برملا شده است گفته میشود . یعنی آدم بد جنسی بود و حالا لو رفت .
می خواد از آب بگذره پاشم خیس نشه :می خواهد از آب بگذرد ، اما پایش هم تر یا خیس نشود . به کسی که مخفی کاری می کند و می خواهد کاری را پنهانی و مخفیانه انجام دهد که دیگران نفهمند یا سود زیادی ببرد ، اما هیچگونه تلاشی نداشته باشد .
آب از لک و لوچه اش سرازیره : دهانش آب افتاد ، به کسی که یکباره دنبال منفعت ، سود یا لذت خاصی می گردد و زمانی که به آن نزدیک می شود خیلی خوشحالی می کند .
از ای آبی گرم نمی شه : از فلانی یا این فرد آبی گرم نمیشود ، یعنی برای کسی کاری انجام نمی دهد ، نباید به حمایت فلانی یا اینکه کاری برای شما انجام بدهد امید داشته باشید ، چون کاری برای کسی انجام نمی دهد .
آب تو دلش تکون نمی خوره : آب توی دلش تکان نمی خورد ، یعنی فرد بی تفاوتی است ،نترس است و هرچیز خاص یا اتفاق خاصی برآشفته نمیشود و نمی هراسد یا توجه خاصی ندارد .
دنیا رو آب ببره فلانی رو خواب می بره : یعنی فلان فرد آرام بسیار بی تفاوت و آرام و به اصطلاح آدم بی خیالی است .
آب پاکی رو دستش رخته : آب پاکی را روی دستش ریخته است ، یعنی او را جواب کرده است ، تقاضای فلانی را رد کرده است .
خرم با پیغوم آب نمی خوره : خر هم با پیغام آب نمی خورد ، کنایه از اینکه فقط با حرف کسی نباید کار را انجام داد ، نباید مفت و رایگان کاری را انجام داد .
دلش آب شد : کسی که بی صبرانه منتظر چیزی یا کسی است .
مثل آب پاک : فلانی انسان درستی است و مانند آب زلال ، پاک و شفاف است .
ب ) ضرب المثل های مربوط به ارزش کارها و اشیا ء
برخی از مثل های آب در توصیف میزان ارزش یا بیهوده کاری و فاقد ارزش بودن کارها و فعالیت ها می باشد .
آبکیه : یعنی بیخود و بیهوده است و کار اصولی و درست که به جایی بند باشد ، نیست .
کارش آبکیه : کار فلانی آبکی است ، یعنی کار او بیخود وبی فایده است ، کارش اساسی و درست نیست .
آدم بیکار آب تو هاون می کنه می کوبه : یعنی کار بسیار بیهوده ای انجام می دهد ، آب در هاون کوبیدن و کار بی ثمر کردن .
رو آب بنده : فلان چیز یا کار روی آب بند است ، یعنی به هیچ جا بند نیست ، کار اساسی نیست و استحکام و بنیادی ندارد .
در کوزه بگذار آبشو بخور : درمورد کار و مدرکی که اعتبار و ارزشی ندارد گفته میشود .
مثل آب خوردنه : یعنی بسیار آسان است و اصولا کارسختی نیست ، بسیار راحت است .
آب از سرش گذشته : یعنی از این مرحله گذشته ، اگر می خواست برای او اتفاقی بیافتد افتاده است ، به اصطلاح خرش از پل عبور کرده است .
آبشون تویه چوب نمی ره : در مورد دو فردی به کار می رود که با هم تفاهم ندارند و یا نمی توانند با هم سازش داشته باشند.
آب از تالار نیاسر پای می کنه : یعنی فلانی خیلی از موضع بالا حرف می زند ، گزافه گویی می کند .
قند توی دلش آب شده است ، یعنی خیلی خوش به حالش شده و بسیار خوشحال است .
یه آب باریکه می یاد : کسی که حقوق مشخص و ثابت ولو اندک دارد .یعنی میشود به او اطمینان کرد که یک حقوق ثابت و مشخص دارد . به طور معمول در ارتباط با کسانی که کارمند و مشاغل مشابه که حقوق ماهیانه مشخصی دارند به کار می رود .
آب الک می کنه : کاربیهوده ای انجام می دهد .
هرچی آب توش ببندی بازم شیره : هر چه آب در آن بریزی بازهم شیر است و کسی متوجه نمی شود .
آبرو آب چوب نیست که بره : یعنی آبروی هر فرد بسیار مهم است و مثل آب که در جوی می رود و ارزش خاصی ندارد ، نیست .
آب رفته به چوب باز نمی گرده : یعنی همانچنکه آبی از جوی آب رفت دوباره به جوی باز نمی گردد ، آبروی کسی هم که رفت دیگر برنمی گردد .
آب که برای من ندارد ، نان که برای تو دارد : یعنی این کار اگر برای من نفع و سودی ندارد ، برای شما که سودمند است و نفع می برید .
آب نطلبیده مراده : آبی که شما تقاضا نکرده اید و به شما تعارف می کنند مراد می دهد و خوش یمن است .
هرجا آبه آبادیه : آب مایه حیات است . هر جا که آب باشد سرسبزی و زندگی وجود دارد .
آب روشناییه : صفت پاکی و زلال بودن برای آب را می رساند .
پ ) وقایع و اتفاقات :
آیا از آسیاب افتاد : یعنی کارها تمام شده ، فتنه ها خوابید ، به وضیعتی گفته میشود که اتفاقی افتاده و یا حوادث خاصی رخ داده است و حالا آن واقعه تمام شده است مانند آرامش بعد از طوفان است .
آب از آب تکو نمی خوره :یعنی هیچ اتفاقی نمی افتد ، وضیعت آرام است ، جای نگرانی نیست .
آب که از سر گذش ، چه یه وجب چه صد وجب : آب که سر رفت چه یک وجب و چه صد وجب فرقی نمی کند و یکسان است وقتی مشکلاتی پیش می آید و یه نوعی خیر یا مشکلات بعدی می رسد ، می گویند ما در مشکل غرق شده ایم ، آن مشکل هم روی همه مشکلات .
آب از سر چشمه گل آلود است : یعنی این کار از اصل و بن خطا و اشتباه است .
آب رو گل آلود نکن : آب را گل آلود نکن ، یعنی فضا را مغشوش نکن ، کار را خراب نکن ، فلانی آب رو گل آلود کرده ، به معنی اینکه کار را خراب کرده ، و به اصطلاح کلاف گوریده است .
چشمم آب نمی خوره : یعنی اینکه بعید می دانم این کار انجام شود ، این کار انجام نمیشود .
آب بندی شده : یعنی برای فعالیت آماده شده است ، مرحله آزمایش را گذزانیده است .
آب در کوزه وما تشنه لبان می گردیم : در مواقعی به کار می رود که به دنبال چیزی یا افرادی که در دسترس ما است می گردیم و جستجوی بیهوده داریم .
آب انبار که شلوغ شد کوزه زیاد می شکنه : وقتی موقعیت شلوغ شد و فضا مغشوش گردید ، ظرف های زیادی شکسته می شود ، وقتی شلوغ شد خیلی کارها خراب می شود ، این مثل ها درتوصیه به آرامش و نرمی درکارها می باشد .
حوضی که آب نداره این همه قورباغه می خواد چکار : یعنی کاری که ههم نیست و ارزش زیادی ندارد ، اما افراد زیادی برای آن سر و دست می شکنند و تلاش می کنند .
آب خوش از گلویش پایین نمی ره : یعنی فلانی مشکلات خیلی زیادی دارد و روزگار خوشی ندارد .
آب تند پل رو خراب می کنه : یعنی تند روی کارها را خراب می کند .
اشتباه از آب در اومد : یعنی به گونه ای که پیش بینی کرده بودیم کار پیش نرفت .
تا گوساله گاب شه دل صاحبش آب شه : تا گوساله گاوشود دل صاحبش آب شده است ، یعنی کار خیلی صبر و حوصله می خواهد و تا انجام شود صاحب آن کار داشتن یک ذره شده است .
ت ) نفرین و تهدید
برخی از مثال های آب حاکی از نفرین و یا تهدید افراد دیگر می باشد .
رو آب بیافتی : یعنی بمیری .
آب بدو توام دنبالش بدوی : نان بدود ، آب بدود ، شما هم به دنبال آنها بدوی . یعنی هیچ وقت سامان پیدا نکنی و همیشه در حال دویدن و سرگردان باشی .
ی آبی برد داغ کنم : یعنی صبر کنی یک بلایی سرشما خواهم آورد ، مترادف با ضرب المثل یک آشی برایت بپزم که یک وجب روغن روی آن باشد ، یعنی منتظر روزی باش تا تلافی کنم .
روی آب بخندی : به کسی که خنده ببیجا می کند ، برای اتسهزای او گفته میشود .معنی بمیری هم دارد.
ث ) سایر ضرب المثل ها :
آب یه جا بمونه می گنده : آب یک جا بماند ، می گندد ، کنایه از اینکه کاری یا چیزی باید تغییر کند ، توصیه بر تغییر وضیعت ، مسافرت رفتن و حالی عوض کردن است .
آب زیر پوستش رفته : یعنی فلانی چاق شده است و حال آمده یا جان گرفته است .
زهرم آب شد : زهرم ترکید ، ترسیدم ، شوکه شدم ، وقتی اتفاق ترسناک یا خبر وحشتناک و ترس آوری به کسی برسد و به شدت بترسد گفته میشود .
آب رفته : یعنی لاغر و ضعیف شده است .
فلانی حال داره آب گور می خوره : یعنی مرده است .
آب غوره می گیره : یعنی گریه می کند ، این قدر آبغوره نگیر یعنی اینقدر گریه نکن .
ساعت آب گرم : یعنی عافیت طلبی برای کسی که از حمام بیرون آمده است ، نوعی تعارف و تحویل گرفتن فردی است که حمام بوده است .
آب شو زیاد کن : آبش را زیاد کن ، در گذشته اغلب غذای مردم منطقه کاشان گوشت و لوبیا وگوشت نخود و یا گوشت عدس بادمجان و مانند اینها بوده است که با آب گوشت همراه بوده است ، وقتی میهمان ازراه می رسید برای اینکه حجم غذا زیادتر بشود می گفتند ، آبش رو زیاد کن .
خربزه آبه : خربزه مثل غذا برای سیر کردن نیست و خربزه به طور کامل آب است .
تو آب نمک خوابانده :یعنی در جایی دیگر تلافی کرده و انتقام خواهد گرفت .
اي آناهيد! اي نيک، اي تواناترين! اينک مرا اين کاميابي فراز ده که به ارجمندي به يک خوشبختي بزرگ دست يابم… خوشبختياي که در آن بهره و بخشش بسيار باشد، اسبانِ شيهه زننده و گردونههاي برخروشنده و تازيانههاي بانگ برانگيزاننده باشند… آن خوشبختياي که در آن پُر باشد از چيزهاي خوشبو، و در انبارش پُـر باشد از هر آنچه دل کسي بخواهد و هر آنچه زندگاني خوش و خرم را بکار ميآيد. (بند130 آبان یشت)